سرمایه ثبت شده بر اساس استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی IFRS
مقدمه ای بر سرمایه ثبت شده در چارچوب IFRS
اصطلاح سرمایه ثبت شده در بسیاری از نظامهای حقوقی رایج است. این اصطلاح معمولاً به کل سرمایه ای اشاره دارد که یک شرکت در اسناد تأسیس خود ثبت میکند. با این حال، این عبارت یک اصطلاح رسمی در استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی (IFRS) نیست. IFRS چارچوبی جامع برای حسابداری و ارائه ابزارهای حقوق صاحبان سهام فراهم میکند. این استانداردها از مجموعه ای از اصطلاحات دقیقتر برای توصیف اجزای تأمین مالی از طریق حقوق صاحبان سهام استفاده میکنند. این اصطلاحات شامل سرمایه مجاز، سرمایه صادر شده، سرمایه سهام و صرف سهام می باشند. درک این مفاهیم برای گزارشگری مالی صحیح ضروری است.
استانداردهای IFRS بر محتوای اقتصادی و حقوق و تعهدات قراردادی ابزارهای مالی تمرکز دارند. این استانداردها به شکل قانونی ابزارها توجهی ندارند. بنابراین، یک حسابدار نمیتواند صرفاً عدد «سرمایه ثبت شده» را از یک سند قانونی بردارد. او باید اجزای آن را تحلیل کرده و طبق IAS 1 و IAS 32 طبقه بندی و ارائه نماید. این رویکرد تضمین میکند که صورتهای مالی تصویر دقیقی از وضعیت مالی شرکت ارائه میدهند. هدف این مقاله، ایجاد پلی بین اصطلاحات حقوقی رایج و زبان دقیق IFRS است. این امر به متخصصان حسابداری کمک میکند تا مفاهیم را به درستی به رویه های حسابداری منطبق با IFRS ترجمه کنند.
سرمایه مجاز: حداکثر ظرفیت انتشار سهام
سرمایه مجاز به حداکثر تعداد سهامی اطلاق میشود که یک شرکت قانوناً مجاز به انتشار آن است. این رقم در اسناد تأسیس یا اساسنامه شرکت قید میگردد. سرمایه مجاز، سقفی برای توانایی شرکت در افزایش سرمایه از طریق حقوق صاحبان سهام تعیین میکند. شرکتها اغلب تعداد سهام مجاز را بیشتر از نیاز اولیه خود تعیین میکنند. این کار به آنها انعطاف پذیری برای تأمین مالیهای آتی را میدهد. بدین ترتیب، آنها از فرآیندهای قانونی زمانبر و پرهزینه برای افزایش سقف سرمایه مجاز خودداری میکنند. استاندارد بینالمللی حسابداری ۱ (IAS 1) نیز بر لزوم افشای تعداد سهام مجاز تأکید دارد.
سرمایه مجاز، بیش از آنکه یک معیار سنجش وضعیت مالی فعلی شرکت باشد، یک شاخص آینده نگر است. این شاخص، مقاصد استراتژیک بلندمدت مدیریت در خصوص رشد و تأمین مالی را به سرمایه گذاران نشان میدهد. تفاوت بین سرمایه مجاز و سرمایه صادرشده، ظرفیت شرکت برای افزایش سریع وجه نقد را آشکار میسازد. وجود شکاف بزرگ بین این دو رقم نشان میدهد که شرکت میتواند بدون نیاز به تأیید سهامداران، رشد یا خریدهای استراتژیک را تأمین مالی کند. برای یک تحلیلگر مالی، شرکتی که به سقف سرمایه مجاز خود نزدیک میشود، یک زنگ خطر است. چنین شرکتی ممکن است با محدودیت در رشد مواجه شود. در مقابل، تعیین سقف بالای سرمایه مجاز در ابتدای فعالیت، میتواند نشان دهنده برنامه های بلند پروازانه برای رشد باشد.
سرمایه صادر شده: سهام در دست سهامداران
سرمایه صادر شده بخشی از سرمایه مجاز است که عملاً به سهامداران فروخته شده است. این مفهوم نشاندهنده یک معامله تکمیل شده است و با سرمایه مجاز تفاوت دارد. سرمایه صادر شده معمولاً کمتر از سرمایه مجاز است. سهام صادر شده توسط سرمایه گذاران، اعم از نهادهای بزرگ یا سرمایه گذاران خرد، نگهداری میشود. همچنین باید بین سرمایه صادر شده، سرمایه تعهد شده و سهام در جریان تفاوت قائل شد. سرمایه تعهد شده به ارزش سهامی اشاره دارد که سرمایه گذاران قول خرید آن را دادهاند، که اغلب در عرضه های اولیه عمومی (IPO) دیده میشود. سهام در جریان نیز برابر با سهام صادرشده منهای سهام خزانه (سهام بازخرید شده توسط شرکت) است.
فرآیند تبدیل سرمایه از حالت مجاز به تعهدشده، سپس صادرشده و در نهایت پرداخت شده، چرخه عمر یک معامله افزایش سرمایه را نشان میدهد. هر یک از این مراحل، سطوح متفاوتی از تعهدات قانونی و مالی را در بر میگیرد. این مراحل اطلاعات متمایزی را در اختیار استفاده کنندگان صورتهای مالی قرار میدهند.
- سرمایه مجاز پتانسیل را نشان میدهد.
- سرمایه تعهد شده، تقاضای بازار را قبل از نهایی شدن معامله منعکس میکند.
- سرمایه صادر شده، نشان دهنده ایجاد قانونی حقوق سهامداران است. در نهایت،
- سرمایه پرداخت شده، ورود واقعی وجه نقد و تقویت ترازنامه شرکت را نشان میدهد.
این تمایز برای حسابداری بسیار مهم است. برای مثال، سهام تعهد شده اما پرداخت نشده ممکن است به عنوان یک حساب دریافتنی گزارش شود. اما اغلب به عنوان یک حساب کاهنده حقوق صاحبان سهام طبقه بندی می شود، نه یک دارایی جاری.
ارزش اسمی و صرف سهام: مفاهیم کلیدی در سرمایه
ارزش اسمی (Par Value) حداقل قیمت قانونی است که یک سهم میتواند با آن منتشر شود. این ارزش در اساسنامه شرکت مشخص میشود. ارزش اسمی اغلب یک مبلغ اسمی و بسیار کوچک است و معمولاً ارزش بازار سهم را منعکس نمیکند. سرمایه سهام از نظر فنی با ارزش اسمی ثبت میشود. مفهوم صرف سهام (Share Premium) که به آن سرمایه پرداخت شده اضافی (Additional Paid-in Capital) نیز میگویند، به مازاد مبلغی اشاره دارد که سرمایه گذاران بیش از ارزش اسمی پرداخت میکنند. این مبلغ مازاد به طور جداگانه در حسابداری ثبت میشود.
تفکیک سرمایه سهام به «ارزش اسمی» و «صرف سهام» یک میراث حقوقی و تاریخی است. این تفکیک اهمیت اقتصادی چندانی به خودی خود ندارد و IFRS آن را تنها به دلیل الزامات قانونی میپذیرد. ارزش اقتصادی واقعی سرمایه جذب شده، مجموع این دو مبلغ است. برای مثال، سرمایه گذاری که برای سهمی با ارزش اسمی ۱ دلار، مبلغ ۱۵ دلار پرداخت میکند، ۱۵ دلار سرمایه به شرکت تزریق کرده است. تفکیک این مبلغ به ۱ دلار «سرمایه سهام» و ۱۴ دلار «صرف سهام» صرفاً یک قرارداد نمایشی در حسابداری است. این قرارداد از شکل قانونی ابزار نشأت میگیرد. برای یک تحلیلگر، رقم حیاتی، کل سرمایه پرداخت شده (ارزش اسمی به علاوه صرف سهام) است. این تفکیک برای رعایت قوانین و درک اندوخته های قابل توزیع اهمیت دارد، اما برای ارزیابی کل وجوه مشارکت شده توسط سهامداران، تعیین کننده نیست.
نحوه حسابداری صرف سهام طبق IFRS
حساب صرف سهام یک جزء جداگانه از حقوق صاحبان سهام در صورت وضعیت مالی است. هنگامی که سهام به قیمتی بالاتر از ارزش اسمی خود منتشر میشود، این حساب بستانکار میگردد. نکته بسیار مهم این است که صرف سهام معمولاً یک اندوخته غیرقابل توزیع است. این بدان معناست که نمیتوان از آن برای پرداخت سود سهام به سهامداران استفاده کرد. استفاده از این حساب اغلب توسط قوانین محلی شرکتها محدود میشود. این محدودیت ها شامل مواردی مانند پوشش هزینه های انتشار سهام یا انتشار سهام جایزه است. الزامات IFRS به خودی خود این محدودیت ها را تحمیل نمیکند، بلکه به قوانین محلی احترام میگذارد.
صرف سهام به عنوان یک سپر سرمایهای عمل میکند. این حساب، پایه حقوق صاحبان سهام شرکت را فراتر از حداقل سرمایه قانونی (ارزش اسمی) تقویت میکند. همچنین، منبعی برای هزینه های مرتبط با سرمایه فراهم میآورد بدون آنکه بر سود انباشته تأثیر بگذارد. استفاده از صرف سهام برای جذب هزینه های انتشار سهام منطقی است. این هزینه ها مستقیماً به معامله افزایش سرمایه مربوط میشوند. با منظور کردن این هزینه ها به حساب صرف سهام، شرکت از کاهش سود انباشته خود که نشان دهنده سود های انباشته عملیاتی است، جلوگیری میکند. این کار منافع اعتبارد هندگان و سهامداران را با حفظ یک پایه سرمایه باثبات، محافظت میکند. بنابراین، صرف سهام تنها یک حساب باقیمانده حسابداری نیست. بلکه یک جزء متمایز از حقوق صاحبان سهام با کارکرد حمایتی مشخص است.
سرمایه پرداخت شده: وجه نقد واقعی دریافت شده
سرمایه پرداخت شده (Paid-up Capital) به مبلغی از پول اطلاق میشود که یک شرکت عملاً از سهامداران در ازای سهام خود دریافت کرده است. این تمایز زمانی اهمیت مییابد که سهام تعهد شده اما هنوز به طور کامل پرداخت نشده باشد. برای مثال، ممکن است پرداخت به صورت اقساطی باشد. زمانی که سهام در هنگام انتشار به طور کامل پرداخت شود، سرمایه صادر شده و سرمایه پرداخت شده یکسان خواهند بود. کل مبلغ سرمایه پرداخت شده شامل ارزش اسمی و هرگونه صرف سهام اضافی است. اگر سهام تنها به صورت جزئی پرداخت شده باشد، سرمایه پرداخت شده بخشی از سرمایه صادر شده خواهد بود.
تمایز بین سرمایه صادر شده و پرداخت شده بیشتر برای شرکت های در مراحل اولیه فعالیت یا در حوزه های قضایی که پرداخت اقساطی برای سهام رایج است، موضوعیت دارد. برای اکثر شرکتهای بزرگ و سهامی عام، سهام در زمان انتشار به طور کامل پرداخت میشود. این امر باعث میشود که این تمایز در صورتهای مالی آنها کمتر برجسته باشد. با این حال، اگر یک تحلیلگر تفاوت قابل توجهی بین سرمایه صادر شده و پرداخت شده مشاهده کند، باید موضوع را بررسی نماید. این تفاوت به معنای وجود یک حساب دریافتنی بزرگ از سهامداران است. این حساب دریافتنی سرمایه ای، ریسک اعتباری به همراه دارد و بر نقدینگی فوری شرکت تأثیر میگذارد.
خلاصه مقایسهای انواع سرمایه سهام
| مفهوم (Concept) | تعریف کلیدی (Key Definition) | نحوه نمایش در گزارشگری (Reporting Presentation) | استاندارد اصلی IFRS (Primary IFRS Standard) |
| سرمایه مجاز (Authorized Capital) | حداکثر تعداد سهامی که شرکت قانوناً مجاز به انتشار آن است. | افشا در یادداشتهای توضیحی. | IAS 1 |
| سرمایه صادر شده (Issued Capital) | بخشی از سرمایه مجاز که به سهامداران فروخته شده است. | قلم جداگانه در بخش حقوق صاحبان سهام یا در یادداشتهای. | IAS 1 |
| سرمایه پرداخت شده (Paid-up Capital) | مبلغ واقعی دریافت شده از سهامداران بابت سهام صادر شده. | بخشی از مبلغ سرمایه صادر شده در حقوق صاحبان سهام. | IAS 1 |
| ارزش اسمی (Par Value) | حداقل ارزش قانونی هر سهم که در ترازنامه ثبت میشود. | افشا در یادداشتهای توضیحی. | IAS 1 |
| صرف سهام (Share Premium) | مازاد مبلغ دریافتی بر ارزش اسمی سهام. | قلم جداگانه در بخش حقوق صاحبان سهام. | IAS 1 |
| سهام خزانه (Treasury Shares) | سهام صادر شده شرکت که توسط خود شرکت باز خرید شده است. | کاهنده از کل حقوق صاحبان سهام. | IAS 32 |
نحوه ارائه سرمایه در صورت وضعیت مالی (IAS 1)
استاندارد IAS 1 الزامات مشخصی برای ارائه اطلاعات سرمایه تعیین میکند. این استاندارد جزئیاتی را مشخص میکند که چگونه سرمایه سهام، صرف سهام و سایر اندوخته ها باید در بخش حقوق صاحبان سهام صورت وضعیت مالی ارائه شوند. طبق این استاندارد، برای هر طبقه از سرمایه سهام، اطلاعات خاصی باید افشا شود. این افشا یا در متن اصلی صورت وضعیت مالی یا در یادداشتهای توضیحی صورت میگیرد.7 این اطلاعات شامل تعداد سهام مجاز، تعداد سهام صادر شده (پرداخت شده کامل و پرداخت نشده کامل) و ارزش اسمی هر سهم (یا ذکر اینکه سهام فاقد ارزش اسمی است) میباشد.
الزامات افشای دقیق IAS 1 برای سرمایه سهام، با هدف ارائه درک روشنی از ساختار مالکیت طراحی شدهاند. این الزامات همچنین ادعاهای مربوط به منابع شرکت را شفاف میسازند. این موارد صرفاً جزئیات انطباقی نیستند؛ بلکه برای ارزیابی حقوق سهامداران و رقیق شدن بالقوه سهام، اساسی هستند. به عنوان مثال، IAS 1 افشای حقوق، اولویتها و محدودیتهای مربوط به هر طبقه از سهام را الزامی میکند. این اطلاعات برای سرمایهگذاران حیاتی است. یک سرمایهگذار نمیتواند ارزش سهام خود را بدون اطلاع از حقوق سایر طبقات سهام ارزیابی کند. اطلاعات مربوط به سهام رزرو شده برای انتشار تحت اختیار خرید نیز برای ارزیابی رقیق شدن آتی سهام ضروری است. این افشاها بخش حقوق صاحبان سهام را از یک فهرست ساده از اعداد به یک نقشه دقیق از سلسله مراتب مالکیت شرکت تبدیل میکنند.
افشای اطلاعات سرمایه در صورت تغییرات در حقوق صاحبان سهام و یادداشتهای
صورت تغییرات در حقوق صاحبان سهام (SoCiE) یکی از صورتهای مالی اساسی طبق IFRS است. این صورت، تطبیق ماندههای ابتدا و انتهای دوره هر یک از اجزای حقوق صاحبان سهام را ارائه میدهد. این اجزا شامل سرمایه سهام، صرف سهام و سود انباشته میباشند. صورت تغییرات در حقوق صاحبان سهام، تغییرات ناشی از سود یا زیان، سایر اقلام سود و زیان جامع و معاملات با صاحبان سرمایه را به طور جداگانه نشان میدهد. معاملات با صاحبان سرمایه شامل مواردی مانند انتشار سهام جدید، پرداخت سود سهام و معاملات سهام خزانه است. همچنین، مبلغ سود سهام شناسایی شده و مبلغ سود هر سهم باید در یادداشت ها افشا شود.
صورت تغییرات در حقوق صاحبان سهام، پیوند حیاتی بین صورت وضعیت مالی و صورت سود و زیان جامع است. این صورت، داستان «چرایی» تغییر حقوق صاحبان سهام در طول دوره را روایت میکند. این صورت، تغییرات مرتبط با عملکرد (سود و زیان) را از تغییرات مرتبط با تأمین مالی (معاملات با صاحبان سرمایه) جدا میکند. این تفکیک در IFRS اساسی است. معاملات با صاحبان سرمایه، معاملات سرمایه ای تلقی شده و بخشی از سنجش عملکرد نیستند. برای مثال، شناسایی پرداخت سود سهام به عنوان هزینه در صورت سود و زیان ممنوع است. صورت تغییرات در حقوق صاحبان سهام این مرز مفهومی را تقویت میکند. این صورت برای یک تحلیلگر سهام اهمیت فوق العادهای دارد. زیرا روایتی شفاف از چگونگی ایجاد یا توزیع ارزش سهامداران در طول سال ارائه میدهد.
طبقه بندی ابزارها: بدهی یا حقوق صاحبان سهام؟ (IAS 32)
اصل اساسی استاندارد IAS 32 این است که ابزارهای مالی بر اساس «محتوا»ی قراردادشان طبقه بندی میشوند، نه «شکل» قانونی آنها.5 یک ابزار مالی بدهی است اگر شامل یک تعهد قراردادی برای تحویل وجه نقد یا دارایی مالی دیگر باشد. در مقابل، یک ابزار حقوق صاحبان سهام، نشاندهنده منافع باقیمانده در دارایی های یک واحد تجاری پس از کسر تمام بدهیهای آن است. طبقه بندی در زمان شناخت اولیه ابزار انجام میشود و پس از آن تغییر نمیکند. یک ابزار تنها در صورتی حقوق صاحبان سهام است که تعهد قراردادی برای تحویل وجه نقد نداشته باشد.
برای ابزارهای مشتقه مبتنی بر سهام خود شرکت، معیار «ثابت در برابر ثابت» (fixed-for-fixed) اعمال میشود. این معیار بیان میکند که ابزار مشتقه تنها در صورتی به عنوان حقوق صاحبان سهام طبقه بندی میشود که از طریق مبادله تعداد ثابتی از سهام شرکت در ازای مبلغ ثابتی وجه نقد تسویه شود. اصل «رجحان محتوا بر شکل» در IAS 32 یکی از مهم ترین حوزه های تفاوت با برخی از اصول پذیرفته شده حسابداری ملی (GAAP) است. این اصل میتواند به طبقه بندی های غیرمنتظرهای منجر شود که سلامت مالی درکشده از یک شرکت را به شدت تغییر میدهد. به عنوان مثال، ابزاری که قانوناً «سهم» نامیده میشود اما دارای بازخرید اجباری در آینده است، ماهیت اقتصادی یک بدهی را دارد. بنابراین، طبق IAS 32 به عنوان بدهی طبقه بندی میشود. این طبقه بندی مجدد، نسبتهای اهرمی را افزایش داده و سود خالص گزارش شده را کاهش میدهد.
سهام ممتاز: یک بررسی دقیق طبق IFRS
طبقه بندی سهام ممتاز (Preference Shares) کاملاً به شرایط قراردادی آنها بستگی دارد. اگر سهام ممتاز دارای بازخرید اجباری در تاریخ مشخصی باشد، یک بدهی محسوب میشود. زیرا شرکت تعهدی غیرقابل اجتناب برای تحویل وجه نقد دارد. به همین ترتیب، اگر سهام ممتاز به اختیار دارنده اش قابل باز خرید باشد، باز هم به عنوان بدهی طبقه بندی میشود. زیرا شرکت کنترلی بر تصمیم دارنده سهم برای درخواست بازخرید ندارد. سود سهام نیز نقش مهمی در طبقه بندی ایفا میکند. اگر سود سهام ممتاز غیر اختیاری باشد، مانند سودهای انباشتنی، این ابزار یک بدهی یا حداقل دارای یک جزء بدهی است. در مقابل، سهام ممتاز دائمی با سود سهام کاملاً اختیاری، به عنوان حقوق صاحبان سهام طبقه بندی میشود.
حسابداری سهام ممتاز نمونه بارزی از تعامل مهندسی مالی و استانداردهای حسابداری است. شرکتها میتوانند ابزارهایی با ویژگیهای خاص طراحی کنند تا به نتیجه حسابداری مطلوب (بدهی یا حقوق صاحبان سهام) دست یابند. با این حال، آنها باید بین نحوه عمل حسابداری، جذابیت ابزار برای سرمایه گذاران و هزینه اقتصادی واقعی آن، مصالحه کنند. ویژگی هایی که سرمایه گذاران میخواهند (مانند سود تضمین شده و قابلیت باز خرید) دقیقاً همان ویژگیهایی هستند که طبق IAS 32 منجر به طبقه بندی بدهی میشوند. برای دستیابی به طبقهبندی حقوق صاحبان سهام، شرکت باید سهام ممتازی با سود اختیاری و بدون ویژگی بازخرید منتشر کند. این نوع سهام ممکن است برای سرمایه گذاران جذاب نباشد یا نیاز به نرخ سود بالاتری داشته باشد. بنابراین، حسابداری سهام ممتاز یک ملاحظه استراتژیک در تأمین مالی شرکتها است.
حسابداری سهام خزانه: باز خرید سهام توسط شرکت
سهام خزانه به سهام خود شرکت اطلاق میشود که توسط همان شرکت بازخرید شده است. استاندارد IAS 32 قانون روشنی برای حسابداری این سهام دارد. سهام خزانه باید از کل حقوق صاحبان سهام کسر شود. این سهام هرگز نمیتواند به عنوان دارایی شناسایی شود. زیرا یک شرکت نمیتواند در خودش منافعی داشته باشد. علاوه بر این، هیچ گونه سود یا زیانی از خرید، فروش، انتشار یا ابطال سهام خزانه در صورت سود و زیان شناسایی نمیشود. هرگونه تفاوت بین قیمت خرید و قیمت فروش یا ابطال، مستقیماً در حقوق صاحبان سهام شناسایی میگردد. این تفاوت معمولاً در حساب صرف سهام یا یک اندوخته جداگانه ثبت میشود.
رویکرد حسابداری IFRS برای سهام خزانه، دیدگاه مفهومی خاصی را منعکس میکند. این دیدگاه معتقد است که یک شرکت نمیتواند از معامله با سهام خود سودی کسب کند. این معامله به عنوان بازگشت سرمایه به سهامداران تلقی میشود، نه یک سرمایه گذاری. وقتی یک شرکت سهام خود را باز خرید میکند، در واقع دارایی (وجه نقد) را به بخشی از صاحبان خود توزیع میکند. این یک معامله سرمایه ای است و معکوس فرآیند مشارکت اولیه در سرمایه محسوب میشود. در نتیجه، انتشار مجدد این سهام نیز صرفاً یک مشارکت سرمایهای جدید از سوی یک مالک جدید است. تفاوت بین قیمت بازخرید و قیمت انتشار مجدد، یک «سود» یا «زیان» از فعالیت سرمایه گذاری نیست. بلکه صرفاً یک تغییر خالص در کل سرمایه مشارکت شده توسط مالکان است. این دلیل اصلی ثبت این تفاوت در حساب های حقوق صاحبان سهام است.
اهمیت ساختار سرمایه برای تحلیلگران و سرمایه گذاران
ساختار سرمایه یک شرکت، یعنی ترکیب بدهی و حقوق صاحبان سهام، یک شاخص حیاتی است. این شاخص، سلامت مالی، پروفایل ریسک و کیفیت سرمایه گذاری شرکت را نشان میدهد. درک اجزای دقیق حقوق صاحبان سهام طبق الزامات IFRS برای تحلیلگران ضروری است. این اجزا شامل سهام عادی، سهام ممتاز طبقه بندی شده به عنوان حقوق صاحبان سهام، صرف سهام و سود انباشته میباشد. این درک به سرمایه گذاران امکان میدهد تا کیفیت و ثبات پایه حقوق صاحبان سهام را ارزیابی کنند. همچنین به آنها در فهم رقیق شدن مالکیت، اولویت ادعاها در زمان انحلال و توانایی شرکت برای تأمین مالی رشد آتی کمک میکند.
ماهیت مبتنی بر اصول حسابداری حقوق صاحبان سهام در IFRS، به ویژه قوانین طبقه بندی سخت گیرانه در IAS 32، ابزارهای قدرتمندی در اختیار تحلیلگران قرار میدهد. این ابزارها به آنها اجازه میدهد تا فراتر از برچسب ها نگاه کرده و ریسک اقتصادی واقعی ساختار سرمایه یک شرکت را درک کنند. یک تحلیلگر آموزش دیده در IFRS میداند که نگاه کردن به «کل حقوق صاحبان سهام» کافی نیست. او یادداشتهای توضیحی و صورت تغییرات در حقوق صاحبان سهام را بررسی میکند تا ترکیب آن را بفهمد. او میپرسد چه مقدار از آن ناشی از سود انباشته (موفقیت عملیاتی) و چه مقدار ناشی از انتشار سهام جدید است. با به کارگیری چارچوب IFRS، تحلیلگر میتواند نسبت های اهرمی را بر اساس محتوای اقتصادی باز محاسبه کند. این امر به او در قضاوت آگاهانه تر درباره توانایی پرداخت بدهی و پروفایل ریسک شرکت کمک میکند.
